حسن مرسلوند
63
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي )
مجبور به دويدن مىكردند تا خسرو هنگام دويدن نشانهگيرى كرده او را از پاى درآورد . » جنگهاى زيادى بين دولتهاى مركزى و اسماعيل آقا به وقوع پيوست كه معمولا با شكست قواى دولتى به پايان مىرسيد . از مهمترين اين جنگها ، جنگ ظفر الدوله با اسماعيل آقا بود كه به خاطر كمك نظامى عثمانيها به شكست نيروهاى دولتى منجر شد . عثمانيها چهار توپ مسلسل و دو توپ صحرايى و هفتصد نفر عسكر و صاحب منصب تحصيل كرده در آلمان ، در اختيار اسماعيل آقا گذاشتند كه اين قوا موجب شكست ظفر الدوله شد . بعد دولت ، سرهنگ ملكزاده را با عدهاى ژاندارم به جنگ سميتقو فرستاد . اين عده پس از محاصره شدن ، همگى با فرماندهء خود تسليم شدند و سميتقو پس از خلع ژاندارمها همه را كشت و فرمانده را رها كرد . در اين باب شايعات زيادى در افواه بود كه بين اسماعيل آقا و ملكزاده ، بهوسيله بيگانگان تبانى صورت گرفته بود كه بدون زدوخورد ، خود و افرادش تسليم شوند . پس از اين واقعه ، قوام السلطنه كه به جاى مشير الدوله در سال 1301 خورشيدى نخست وزير شد ، دستور داد كه سام خان امير ارشد حاجى علىلو با سوارانش به طرف اروميّه فرستاده شود . سام خان امير ارشد كه يكى از سران ايل شاهسون و شخصى شرور و راهزن بود ، با بيش از هزار سوار چريك به جنگ سميتقو رفت . در جنگ تسوج كه بين نيروهاى دو جناح پيش آمد ، امير ارشد تير خورد و كشته شد و جنازهء او به تبريز حمل و با مراسم نظامى به خاك سپرده شد . پس از آن واقعه ماژور ابو القاسم لاهوتى كه افسر ژاندارم و شاعر پرشورى بود ، مأمور دفع فتنهء سميتقو شد ؛ اما ناگهان او با قواى تحت امرش به تبريز حمله كرد و پس از دستگيرى والى وقت يعنى حاج مخبر السلطنه هدايت دم از خودمختارى آذربايجان زد . پس از قدرت گرفتن سردار سپه وزير جنگ ، وى كه براى اهداف متعددى شروع به براندازى نظام ملوكالطوايفى كرده بود ، تصميم گرفت كه كار سميتقو را نيز يكسره كند . به اين خاطر در اواخر سال 1301 خورشيدى قواى نظامى عظيمى تحت فرماندهى سرتيپ امان الله ميرزا جهانبانى تشكيل داد و روانهء تبريز كرد . جهانبانى در تبريز نقشهء جنگى خود را آماده كرد و چند ستون از جبهههاى مختلف به قواى سميتقو جمله بردند . فرماندهى يكى از ستونها با فضل الله زاهدى بود . سميتقو شكست سختى خورد و قلعهء چهريق هم به دست قواى دولتى افتاد و ويران شد . اسماعيل آقا با همراهان خود به خاك تركيه پناهنده شد و